نویسنده: مهدی رضائی
دسته بندی: تیم سازی

تیم سازی در سازمان

در ورزش جمله معروفی میباشد که می گوید : تعادل دربین نقاط قوت اشخاص مجموعه منجر می‌گردد تا آنها بتوانند شغل های نا ممکن را انجام دهند.» این جملهدر سازمان‌ها هم صدق می‌نماید. تعادل در میان نقاط قوت روی مجموعه سازی در سازمان‌ هم موثر است و سبب ارتقا تلاش سازمان میگردد.

در‌صورتی‌که اعضای گروه از تلاش و توانایی های یکدیگر مطلع باشند، در اینصورت به هم اعتماد می‌نمایند، و میدانند در چه حیطههایی بایستی از چه عده ای استفاده کنند و می توانند بهترین استفاده را از توانایی و استعدادشان ببرند. درنتیجه تلاش مجموعه تا حد زیادی افزایش می یابد. به همین دلیل میباشد که گروه سازی در سازمان ها اهمیت زیادی دارد.

گروه‌های عالی همیشه با هم سازگار نیستند. برای مثال درباره تصمیم‌گیری‌های اساسی، بهتر میباشد اشخاص با هم مخالف باشند. تبادل چ دربین کسانی که نظرات متفاوتی با یکدیگر دارند، کیفیت تصمیم‌گیری را افزایش میدهد.

غیر از تصمیم‌گیری‌های کلیدی، هنگامی توانایی متفاوت بین اشخاص وجود داشته باشد، در اینصورت کار ها با کیفیت بالا تر جلو می رود.

وقتی بیشتر فشار کار گروهی بر دوش یک نفر از اعضا باشد، تلاش گروه کاهش پیدا می کند. درنتیجه عملکرد اعضا خبره بیشتر از بقیه افراد می شود.

برای تیم سازی در سازمان می بایست تمام گروه هم راستا با هم تلاش نمایند.

۱. آیا اعضای تیمتان هر هفته برای رسیدگی به اشتباهات موجود در پروژه پیش شما می آیند؟ و برای حل مشکل پیشنهاداتی ارائه می دهد؟



۲. آیا تا به حال اتفاق افتاده که  یکی اعضای تیمتان به عقاید و دستمزد سایرافراد هیچ اهمیتی ندهد و بخواهد بر سایر افراد احاطه پیدا کند؟ مسلما متوجه شده اید که در چنین صورتی، تجربه، علم و استعدادهای سایر افراد به هدر می‌رود و تنها از تجربه‌های یک نفر استفاده می‌گردد.

۳. تاکنون برایتان پیش آمده با کسی هم‌تیم شویدکه نمی‌تواند کلیات پروژه را درک نماید؟ بعضی وقتها گروه‌ها صرفا ظاهرا مشابه به تیم دارند  اما در کار، زمانی به  آن ها نگاه میکنید، مشابه به افرادی میباشند که در یک اتاق کنار هم نشسته‌اند و جداازهم، روی موضوعی مشترک کار می‌ کنند.

رئیس خوب کسی است که عملیات روزمره تیمش را بررسی نماید تا ببیند کارکنان آن در کجاها تاخیر دارند و در چه حیطههایی بیش تر از حد سریع پیش می روند. زمانی رئیس، این موارد را با دقت بررسی کند در نتیجه میتواند به نقاط قوت اعضا پی ببرد،

به ایده های خوبی دست پیدا می‌ کند کهمیتواند  با کمک آنها میان اعضای تیم تعادل ایجاد  کرده و کمکشان می کند تا مکمل یگدیگر باشند.

بعد میتواند با به استفاده از این دیدگاه‌ها مبنایی برای گفتگو در تیمداشته باشد.

همینطور به اعضای تیم کمک می‌نماید درک بهتری از نقش خودداشته باشند و بدانند که می بایست در کمک با دیگر اعضا چطور فعالیت کنند. بدین ترتیب، مدیریت می تواند اطمینان حاصل نماید که تیم بهتر از قبل پیش می رود.

ولی بهترین ترین استراتژی برای اینکه بتوانیم یک تیم کارآمد و بر اساس نقاط قوت آن ها بسازیم چه چیزی است؟ در پی استراتژی‌های مهم برای تیمسازی در سازمان را توضیح میدهیم

با اعضای گروهتان حرف بزنید
برخی از اشخاص «تیم را صرفا یک کلمه سه حرفی میدانند و به معنای آن توجهی ندارند" آن ها معمولا زیاد از این واژه و کلمه استفاده می کنند

 البته هیچ‌یک از روند  فعالیت تیمی را نمی‌شناسند.  به عنوان مثال یک مدیریت عملیاتی، که از کلمه و واژه تیم برای تعریف زیردستانش استفاده می‌ کند را در نظر بگیرید.

آیا عده ای که وی مد نظر دراد هدف مشترکی با هم دارند؟ آیا معیارهای یکسانی برای انتخاب موفقیت دارند؟ آیا میتوان به دستاوردهای جمعی برسند؟ یا این که تیمی که وی از آن صحبت کند صرفا گروهی از اشخاص می‌باشند که مستقل از هم و با هدف ها و معیارهای جدا از هم کار می کنند؟ اگر اینگونه است پس چرا نام آنها‌را تیم می گذارند؟

حتی درصورتی که شغل کارکنان طوری میباشد که تعدادی از کار تیمی را به صورت مستقل انجام می دهند، در اینصورت اعضای آن میتوانند کارها را در میان خودشان تقسیم نمایند و این‌سیرتکامل موقعیت عالی برای کار را با کمک یکدیگر تولید می کند.

با وجود تمام این‌ها، در‌حالتی که تیمتان با هدفی مشترک و معیارهای یکسان با هم کار می کند، ارزشش را دارد که بخشی از زمانتان را روی آنها سرمایه‌گذاری کرده و براساس نقاط قوتاعضا آنان را تقسیم بندی کنید.

هدف مشترکی بسازید.

این هدف مشترک می بایست هم در نظر کارکنان و هم در کار برای کارکنان واضح باشد تا تیم سازی در سازمان با موفقیت  سپری شود.

 

جلساتی تشکیل دهید و سوالت زیر را از کارکنان بپرسید

۱. فکر می کنید نگرش‌هایتان چه شباهت‌هایی با هم دارد؟

۲. به نظرتان هر کدام چطور به جنبه‌های مختلف فرصت ها و اشتباه ها نگاه می کنید؟

فهرستی از وظایف مجموعه تنظیم نمایید و آنگاه با دقت به نقاط قوت اعضای مجموعه، به آنها مسئولیت دهید.

خیلی از تیم ها  بعداز تعریف قضیه به سراغ راه حل میروند و دیگر به اینکه هرمورد از وظایف یا این که نقش‌ها را می بایست به کدام‌ یک از اعضای مجموعه محول نمایند، توجهی ندارند. در صورتیکه هدف ها خیلی مهم میباشد و برنامه دقیق برای پیش برد هدف داشته باشید در این حالت تیم کارآمدتری خواهید داشت.

این کار را می توانید هم برای وظایف خاص و هم برای شغل های روزمره مجموعه انجام دهید. از جمله رئیس می تواند برنامه عملیاتی خاصی را برای هر کدام از کارکنان پباده سازی کند تا از نقطه الف به نقطه ب برسند یااینکه وظایفی کلی برای هر مورد از اعضاء گروه مشخص نماید.

برای این کار و تیم سازی در سازمان، در شروع وظایفی که فکر مهم است بایستی به هر کدام از کارکنان اطلاعات کافی بدهید.

 از کارکنان بخواهید به دفترتان بیایند و با کمک آن ها نقشی که در پروسه دارند را توضیح دهید

. آنان قرار است اعضای دائم تیمی باشند که به گذر زمان و در طول پروژه‌های بسیار همکارتان خواهند بود پس توضیح جامع در رابطه با مراحل کار میتواند باعث درک بهتر مجموعه از فعالیت ها گردد:



از اعضای گروه بخواهید همیشه از خودشان بپرسند: چگونه میتوانم به مجموعه کمک کنم؟

در حالتی که این دید را در تیم سازی در سازمان دنبال کنید (برای انتخاب وظایف نقاط قوت اعضای گروه را در لحاظ بگیرید)، متوجه میشوید که کلیه اشخاص یکسان نیستند و نقش ایده‌آل برای هر مورد از اشخاص مختلف میباشد

اکنون که می دانید چه وظیفه‌ای را به چه کسی محول کنید، از هر کدام از آنها بپرسید که در انجام چه کاری بیشترین کمک را به مجموعه میتواند بکند. از آنان بخواهید نقاط قوت خویش را بگویند و بخش هایی که درین مراحل در آن مهارت دارند را بیان کنند. همینطور به یاد داشته باشید که آنها غیر از استعدادهایشان ، بلکه دانش، مهارت‌ها و حیطههای علاقمند به آن هستند را هم می توانند درین مرحله بیان کنند

مشخص بودن مهارت های اعضا باعث می شود تا بتوانید مراحل تیم سازی در سازمان را به بهترین شکل انجام دهید
 در واقع با توجه به نقاط قوت اعضاء، کارهای تیم در بین  اعضاء تقسیم می شود.

هنگامی وظایف هر نفر را مشخص کردید، از شخصی که نامش در کنار هر مورد از وظایف درج شده بخواهید آن حوزه خاص از عملیات تیم را به عهده خودش بگیرد.

این مرحله در واقع مرحله تقسیم مسئولیت‌های گروه میباشد. آن‌گاه بخش هایی از مراحل را که هیچ‌کس در آن مهارت ندارد را در جایی بنویسید و در حالتی‌که موردنیاز بود از بیرون از مجموعه، شخصی با استعدادی را استخدام کنید تا آن کار را انجام دهد.

به یاد داشته باشید که تمرین و تداوم کلید موفقیت میباشد.

این روند را بخشی از کار های روزمره تیمتان کنید. با این کار هم میتوانید به مسائل، ایرادات و مشکلات رسیدگی کنید و هم روش کمک برای حل مشکل یا این که دستیابی به هدف را پیدا میکنید.

برای اینکه تداوم و پیوستگی را در کارتان رعایت کنید، مطمئن شوید یک نفر در تیم مسئولیت پیگیری امور و یاد آوری وظایف کارکنان را بر عهده دراد و در هر جلسات میتواند فهرستی از نقاط قوت اعضا را به شما ارائه دهد.

 

عضویت در خبر نامه

جهت اطلاع از تخفیفات و دوره های ویژه در خبرنامه عضو شوید.